سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
234
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
همچنين عصبيت بين ياران محمد و ابراهيم و بين زيديان كه ياران عيسى بن زيد بودند ، بروز كرد . عيسى بن زيد بعد از قتل نفس زكيه خلافت را براى خود مىخواست ، اما ابراهيم و يارانش جانشينى وى را رد كردند ، كه اين امر باعث اختلاف آنان شد . اصفهانى روايت مىكند : « عيسى بن زيد « 1 » بعد از كشته شدن محمد ، پيش افتاد و ادعا كرد كه محمد امر خلافت را به او سپرده است . او زيديان را به خويش فراخواند و آنها دعوتش را پذيرفتند ، اما بصريان زير بار نرفتند و به ابراهيم گفتند : اگر بخواهى ، اينها را از شهرمان بيرون مىكنيم كه خلافت از آن توست و ما جز تو را شايسته اين كار نمىشناسيم ؛ تا جايى كه نزديك بود دچار تفرقه شوند ، پس گرد هم آمدند و گفتند : اگر ما باهم اختلاف كنيم ، ابو جعفر بر ما چيره مىشود . بنابراين ، همگى تحت امر ابراهيم با او مىجنگيم ، اگر پيروز شديم ، آنگاه در موضوع خلافت نظر مىدهيم ، پس بر اين امر اتفاق كردند . » « 2 » اصفهانى به اختلافاتى كه بين ابراهيم و عيسى بن زيد پيش آمد ، اشاره مىكند . روزى ابراهيم در بصره بر جنازهاى نماز گزارد و در اين نماز ، چهار تكبير گفت . عيسى بن زيد به او گفت : چرا يك تكبير كم گفتى ، حال آنكه تكبير گفتن خاندانت را مىدانى ؟ ! ابراهيم گفت : اين كار ، بيشتر اين قوم را گرد هم مىآورد ، و ما به اجتماع ايشان محتاجيم ، و ان شاء اللّه كه در ترك يك تكبير ضررى پيش نمىآيد ، پس عيسى جدا شد و او را ترك كرد . منصور از اختلاف آنان آگاه شد و كسى را نزد عيسى فرستاد و او را وعدهها داد تا باعث شود زيديه از ابراهيم كنارهگيرى كنند ، اما عيسى تمام خواستههاى منصور را رد كرد . وقتى ابراهيم كشته شد ، عيسى مخفى شد . به منصور گفتند : آيا در جستوجوى او برنمىآيى ؟ او گفت : نه ، به خدا قسم ! بعد از محمد و ابراهيم از اينها كسى را تعقيب نمىكنم كه در اثر آن ، نام و ذكرشان را باقى گذارم . « 3 » دكتر نشّار از اين روايت ، نتيجه مىگيرد كه زيديه در بصره گروه كمى بودند و ابراهيم سعى داشت بصريان را به خود جلب كند ، و چون بصريان سنّى مذهب بودند ، او چهار
--> ( 1 ) . او عيسى بن زيد بن على بن حسن بن على بن حسين بن على بن ابى طالب است . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 370 . ( 3 ) . همان ، ص 406 .